نوشته ای در وبلاگی دیدم و به طنز نوشتم :
شتاب
آمدی و آمدنت رنج و بلا و درد بود
از تو ترسیدمُ چون رود شتابان رفتم
یافتم معدن رنجی که در آنجا ها بود
خیره در معدن و زود زود و شتابان رفتم
درد من ! کشتی غصه به همراهش بود
من که از کشتی خود همچو آهوی شتابان رفتم
عشق یعنی برو یک کشک بساب
حس خوبی است بدینسان که شتابان رفتم
174-...
ما را در سایت 174- دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت: 15:22